به گونه کلی بهره وری مفهومی می باشد که برای نشان دادن نسبت برونداد به درونداد یک فرد، واحد یا سازمان به کار گرفته می گردد و به مطالعه ارتباط بین داده ها و ستانده ها می پردازد که به صورت زیر اظهار می گردد:

داده / ستانده = بهره وری

(فرمول 2-1)

ستانده، کالای تولید شده یا خدمات ارائه شده توسط واحد اقتصادی می باشد که می توان آن را بر حسب تولید کل یا تولید خالص یا هر دو بیان نمود. داده، شامل عواملی نظیر نیروی انسانی، مواد، انرژی، سرمایه و دیگر منابع مرتبط به بهره وری می باشد که در جهت ایجاد ستانده مورد بهره گیری قرار میگیرد. از بین عوامل ذکر گردیده، عوامل نیروی انسانی و سرمایه نسبت به بقیه عوامل مهمتر تلقی شده و جایگاه بهتری در تحلیل بهره وری نیز دارند.

افزایش بهره وری یک شرکت می تواند منجر به بهبود کیفیت محصول و خدمات گردد و هزینه های تولید را کاهش دهد. در نتیجه سود و سهم از بازار افزایش می یابد. سهم بیشتر از بازار به رشد فروش منجر می گردد که دستیابی به سطوح مختلف عملیات و فعالیتها را ممکن می سازد. با افزایش سود، اعتبار و امکانات لازم برای پژوهش و توسعه افزایش می یابد که به نوبه خود به بهبود سیستمهای تولیدی و فرایندها کمک می کند و مشوقی برای ایجاد فناوری و محصولات جدید خواهد بود. این موضوع، سوداوری درازمدت سازمان و نیز دوام آن را تضمین می ‌کند.

بهره وری حاصل همکنشی دو عامل کارایی و اثربخشی می باشد مقصود از کارایی انجام فعالیتها با صرف حداقل منابع یا حداقل هزینه می باشد و مقصود از اثربخشی حداکثر بهره گیری بهینه از مخارج و هزینه هاست و و مقصود از اثربخشی، حداکثر بهره گیری بهینه از مخارج و هزینه هاست. به بیانی دیگر، کارایی کار را خوب بجای آوردن و اثربخشی، کار خوب را بجای آوردن می باشد و بهره وری به عنوان ترکیب این دو مفهوم یعنی کار خوب را خوب بجای آوردن می باشد. (قائمی و همکاران،1390)

لذا با در نظر داشتن تعاریف ارائه شده تشخیص کارایی منوط به تعریف و مقایسه با یک حد مطلوب استاندارد می باشد و مبنای چنین حد مطلوبی می تواند به روشهای متفاوتی تعیین گردد که مانند این روشها می توان به روش تحلیل نسبت و روش تحلیل مرزی تصریح نمود.

در روش تحلیل مرزی از مفهوم کارایی که ارتباط مستقیمی بامفهوم ارزیابی عملکرد دارد بهره گیری شده و مرزی به عنوان مرز کارایی به وجود می آید و شعبه ها و واحدهایی که بر روی این مرز فعالیت می کنند کارا شناخته می شوند و به بیانی دیگر ، آنها بهترین عملکرد را داشته و واحدهایی که در زیر مرز کارایی فعالیت کنند به عنوان واحدهای ناکارا شناخته می شوند. در تئوری های اقتصادی برای تعیین مرز کارایی (تابع تولید ) دو روش مهم پارامتریک و ناپارامتریک هست . در رویکرد پارامتریک تعیین مرز کارایی، روشهای متفاوتی زیرا روش مرزی تصادفیSFA  ، روش مرزی ضخیمTFA ، روش توزیع آزادDFA  هست. اصولاً در تمامی این روشهای پارامتریک کوشش بر آن می باشد که با بهره گیری از فرضهای متفاوت، یک تابع تولید مرزی به شکل خاصی (نظیر کاب داگلاس، ترانسلوگ و .. ) با یک جمل ه خطای ترکیبی، تخمین زده گردد و به این وسیله اندازه ناکارایی واحد ها رابه دو دسته عوامل تصادفی و عوامل ناکارایی نسبت دهد. )ودودی و همکاران، 1384(

2-2-3 روشهای کلی اندازه گیری کارایی:

 1.پارامتری و 2.ناپارامتری

متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

لینک متن کامل این پایان نامه با فرمت ورد