بشر در تمام قرون و اعصار همیشه با مشکلی به نام محدودیت و کمیابی مواجه بوده می باشد. این محدودیت و کمیابی در تمام زمینه ها مانند عوامل تولید و به تبع آن کالا ها و خدمات کاملا محسوس می باشد. از این رو، کوششهای اقتصادی بشر همواره معطوف بر آن بوده که حداکثر نتیجه را با کمترین امکانات و عوامل موجود به دست آورد. از طرفی تداوم بقای بنگاه ها و سازمانها در هر نظام اقتصادی در گرو ایجاد ارزش افزوده می باشد. برای دستیابی به این مهم تنها داشتن منابع کافی نیست، بلکه نحوه ترکیب و بهره گیری از منابع اهمیت به سزایی دارند که این مهم خود در گرو طرز اقدام و نحوه کار در سازمانها میباشد. بهره گیری از ابزا رهای علمی سنجش کارایی و بهر ه وری میتواند ارائه کننده اطلاعات مفید برای مدیریت جهت تصمیم گیری به مقصود بهبود شیوه های انجام فعالیت و به کارگیری منابع باشد. امروزه با وجود فضای رقابتی، سازما نها علاوه بر اینکه بایستی بتوانند با منابع موجود به مقدار مورد نیاز تولید کنند، بلکه بایستی این توانایی را داشته باشند که فرایند تولید را به گونه ای پیش ببرند که بتوانند از رقبا پیشی بگیرند تا به حیات خود ادامه دهند. به همین دلیل سازمان ها با به کارگیری رو شهایی که در جهت ارزیابی عملکردشان میباشد ضعفها و قوتها، فرصتها و تهدیدها را برای بهبود و اصلاح روشها نمایان میسازند. (افشار و همکاران، 1388)

ارزیابی کارایی واحدهای تولیدی، خدماتی، آموزشی و … همواره مسأله مهمی نزد مهندسان و اقتصاددانان بوده می باشد. اینکه یک واحد چگونه از مجموعه امکاناتی که در اختیار دارد بهره گیری نموده و طی یک دوره مورد مطالعه چگونه عملکردی داشته، سؤالی می باشد که در حیطه ارزیابی کارایی می گنجد. (خدابخشی و بیرانوند،1390)

محدودیت عوامل تولید موجب گردیده می باشد که توجه بشر به کارایی هرچه بیشتر در تمام فعالیتها و اقداماتی که به اقدام می آورد به یک پدیده همیشگی و مقبول نظر همگان مبدل گردد. از این رو، در اقتصاد ملی هر جامعه ای کارایی و ارتقاء آن مانند موضوعات برخوردار از اولویت قلمداد می گردد.(سبحانی و کارجو، 1391)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

در محیط رقابتی امروز که دوام و بقای سازمان ها به کیفیت تصمیمات ذینفعان بستگی دارد ارزیابی عملکرد از اهمیت قابل توجهی برخوردار بوده و تأثیر مهمی در بهبود عملکرد سازمان ها خواهد داشت. ارزیابی عملکرد بایستی از چنان جامعیتی برخوردار باشد که بتواند تمامی ابعاد پیرامون مترتب بر فعالیت سازمانها را با عملکرد آنها مرتبط نموده و تأثیر تصمیمات مدیران در نیل به اهداف و ارتقا عملکرد آنها را منعکس نماید. (اسلامی و همکاران،1390)

کارایی در مفهوم عام آن به معنای درجه و کیفیت رسیدن به مجموعه اهداف مطلوب می باشد. پس یک تولید کننده در صورتی کارا خواهد بود که بتواند به کلیه اهداف تولیدی که برای او در نظر گرفته شده برسد. مفهوم کارایی عموما در سه سطح مختلف ، خرد ، سطح صنعت یا سازمان و سطح کلان به کار برده می گردد. (نمود و همکاران، 1390)

کارایی در مفهوم عام به معنای درجه و کیفیت رسیدن به مجموعه اهداف مطلوب می باشد. کارایی بخشی از بهره وری می باشد و به صورت های گوناگونی تعریف می گردد. اما در یک مفهوم ساده شامل نسبت ستانده به نهاده در یک سیستم می باشد. در تعریف دیگر کارایی، به صورت نسبت حداقل هزینه ممکن به هزینه تحقق یافته برای ارائه اندازه مشخص ستاده در مقایسه با سایر واحدهای موجود در آن صنعت در نظر گرفته می گردد. کارایی مقیاس، کارایی فنی، کارایی تخصیصی، کارایی اقتصادی و کارایی قیمت، انواع مختلف کارایی هستند و همه آنها برای حداکثر کردن تولید با هزینه مشخص یا حداقل کردن هزینه با سطح تولید مشخص هستند و نتیجه آنها نیز حداکثر کردن سود واحد تصمیم گیرنده می باشد. (طحاری و همکاران، 1390)

مفهوم کارایی اکثرا در سه حوزه مهندسی، مدیریت و اقتصاد مطرح می باشد . در اقتصاد ، مفهوم کارایی، همان تخصیص بهینه منابع می باشد . هر چند که از نظر اهداف کاربرد ی، تعاریف گوناگو نی از کارایی یاد شده می باشد ، اما به گونه کلی می توان گفت که کارایی، معرف نسبت ستادهها به نهاده ها در مقایسه با یک استاندارد مشخص می باشد. از طرفی دیگر، در حوزه علم مدیریت علاوه بر سرمایه های فیزیکی، سرمایه های انسانی نیز به عنوان نهاده هایی مهم و تعیین کننده در نظر گرفته می شوند. لذا از آن جا که کارایی افراد – با در نظر داشتن تشویق ها و تنبیه ها- ممکن می باشد از توان افراد نیز بیشتر و یا کمتر گردد، مقدار محاسبه شده برای آن ، محدود به مرز واحد نمی گردد. به بیانی دیگر می توان گفت که کارایی، بهینگی بهره گیری از منابع در راستای تامین اهداف کارکردی می باشد.  (عالم تبریز و همکاران، 1388)

متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل این پایان نامه با فرمت ورد