بطور معمول کارایی اقتصاد مستلزم آن می باشد که هر بنگاه در حد توان بالقوه خود اقدام کند. اما اگر حتی بنگاه ها مستعد چنین کاری باشند نباید که اقتصاد همواره در معرض شوک های طرف تقاضا، تغییرات تکنولوژی و غیره قرار گیرد. در ادامه به مواردی که سبب بروز ناکارایی در بنگاه های یک صنعت می گردد تصریح ای خواهد گردید (ایران نژاد، 1371،4) .

 

3-8-1- نرخ تعدیل بنگاه

بخش اعظمی از ادبیات علم اقتصاد بر مبنای حداکثر سازی و فرض بشر عقلایی می باشد، بدین معنی که شخص همواره مقدار بیشتر را به کمتر ترجیح می دهد. اما شواهد تجربی قوی هست که بسیاری از بنگاه ها به طریقی اقدام می کنند که واژه «قناعت» به جای حداکثر سازی برای توصیف آنان مناسب تر می باشد و این به آن معناست که بنگاه های یاد شده رفتارهایی تابع بهترین روش لازم برای تداوم حیات بدون دغدغه را دنبال می کنند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

بنگاه ها را می توان به دو گروه ریسک گریز و ریسک پذیر تقسیم نمود. در شرایطی که نرخ بازگشت سهام کافی و اطمینان بنگاه ها نسبت به این نرخ زیاد می باشد دیده می گردد که بعضی بنگاه ها ترجیح می دهند در فضایی کار کنند که فشار برای تغییرات در آن محدود باشد. این گونه بنگاه ها خود نیز تلاشی برای کسب فرصت ها انجام نمی دهند که اصطلاحاً آنان را ریسک گریز می نامند. اما دسته دیگر به گونه بالقوه حاضرند برای دستیابی به نرخ های بازگشت بالاتر، ریسک را بپذیرند که به گروه ریسک پذیر معروفند.

در این توجه، تفاوت عملکرد بنگاه ها چیزی نیست غیر از یکی از منابع ناکارآیی ایستا، یعنی وجود هزینه خطر تغییرات. لذا درجه «خطر پذیری» بستگی به تمایل و توانایی مدیران بنگاه ها به ایجاد تغییر و پذیرش خطر دارد.

واقعیت دیگر در فرایند تعدیل بنگاه ها ناشناخته و نامطمئن بودن آینده می باشد. ناکارایی را می توان برطرف ساخت اما مناسبت تعدیل بستگی به آینده نگری پیرامون چگونگی وضعیت بازار و زمان تکمیل فرایند تعدیل دارد و این امر شامل پیش بینی در زمینه هایی زیرا نوآوری در تولیدات، تغییرات تکنولوژی، اهداف، واکنش رقبا و … می گردد.

 

3-8-2- ناهمگنی محصولات

ناهمگنی محصولات می تواند ناشی از عملکرد بنگاه یا نتیجه گستردگی صنعت باشد. ارائه نام های تجاری، ارائه تسهیلات ویژه به مشتریان و خدمات پس از فروش مانند مواردی می باشد که محصولات را ناهمگن می سازد. البته نیز بایستی ذکر گردد که علت حضور بنگاه های ناکارا در بازار می تواند از تفاوت تولید نشات گرفته باشد، که تهدیدات رقابتی برای بنگاه ناکارا و یا با کارایی کمتر مرتفع خواهد گردید و ضمن تداوم ناکارایی امکان ادامه بقا در بازار را برای بنگاه یاد شده فراهم می آورد. سنجش ناکارایی به هنگام روبرو شدن با فعالیت های متنوع یک صنعت، حتی اگر آن فعالیت ها به ظاهر مشابه باشند به نتایج نادرستی می‎انجامد.

 

3-8-3- ناهمگنی نهاده­ها

کیفیت نیروی انسانی و سرمایه به عنوان دو عامل اصلی تولید می تواند منبع پیدایش ناکارایی بنگاه باشد. بنگاه هایی که دارای نیروی کار ماهر و قابل تر باشند در برابر شوک های خارجی سریعتر واکنش نشان داده و خود  را تعدیل می کنند. اگر در برابر شوک های اقتصادی بنگاهی که قادر به اعمال تغییرات نیروی کار می باشد با آن شتاب لازم اقدام نکند، دچار ناکارایی می گردد. از طرفی ماهیت سرمایه یک بنگاه به سن، ساختار محصول، تشکیلات و ماشین آلات مرتبط می باشد. یک بنگاه به هر نسبتی که نتواند سرمایه اش را به بهترین نحو اختصاص دهد ناکارا تلقی می گردد. لذا یک بنگاه نباید همه سرمایه ای را که در اختیار دارد به کار گیرد، حتی اگر بتواند به بالاترین تولید بالقوه دست یابد. یک استراتژی کارا، فعالیت در ظرفیتی

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل این پایان نامه با فرمت ورد