بخش اول: ساختار مالی

  • تئوری های ساختار سرمایه[3]، تعریف و مدلهای مربوط به آن

ساختار سرمایه به عنوان مهمترین پارامتر مؤثر بر ارزش‎گذاری شرکت ها و برای جهت گیری آنان در بازارهای سرمایه مطرح گردیده می باشد. محیط متحول و متغیر کنونی، درجه‎بندی شرکت ها را از لحاظ اعتباری نیز تا حدودی به ساختار سرمایه آنان منوط ساخته می باشد. این امر برنامه ریزی استراتژیک آنان را به انتخاب منابع مؤثر بر هدف حداکثر سازی ثروت سهامداران نزدیک کرده می باشد (ستایش، غیوری مقدم، 1388) با در نظر داشتن اهمیت ساختار سرمایه در آغاز نیاز داریم بدانیم که مقصود از ساختار سرمایه چیست؟ بر این اساس برای ساختار سرمایه تعاریفی مختلفی ارائه شده می باشد. هریک از تعاریف جنبه ای از روشهای تأمین مالی را به ساختار سرمایه اطلاق می‎کنند. کوپر[4](1983) ساختار سرمایه را«نسبت اوراق بلند مدت قدیمی‎تر(دارای رتبه بیشتر) به جمع سرمایه‎گذاری‎های مرتبط» می‎داند. بِلکویی(1999) ساختار سرمایه را ادعای کلی بر دارائیهای شرکت معرفی می‎کند. او ساختار سرمایه را شامل اوراق بهادار چاپ گردیده عمومی، سرمایه‎گذاری خصوصی، بدهی بانکی، بدهی تجاری، قراردادهای اجاره، بدهی های مالیاتی، بدهی حقوق بازنشستگی، پاداش معوق برای مدیریت و کارکنان، سپرده های حسن انجام کار، تضمین های کالا و دیگر بدهی های احتمالی می‎داند. تعریف دیگر از ساختار سرمایه شامل تصمیمات سرمایه‎گذاری شرکت، بهره گیری بهینه از اهرم، زمانبندی قیمت گذاری و همچنین تعیین سطح قابل قبول ریسک و نقدینگی می باشد. پس در یک عبارت ساده، ساختار سرمایه همان شکل چگونگی تأمین سرمایه می باشد. تأمین سرمایه[5] در خصوص تصمیماتی می باشد که مربوط به مبلغ اوراق بهادار صادر شده می‎باشد در حالی که ساختار سرمایه به تصمیمات مربوط به صدور انواع اوراق بهادار تصریح دارد(رهنمای رودپشتی،1389). با در نظر داشتن تعاریف فوق سؤالاتی که این جا در ارتباط با ساختار سرمایه مطرح می‎باشد این می باشد که آیا واقعاً یک ساختار بهینه سرمایه هست؟ آیا شرکت می‎تواند با تغییر در ترکیب منابع مورد بهره گیری بر ارزش و هزینه سرمایه شرکت اثر بگذارند؟ البته تاکنون کسی نتوانسته می باشد یک ساختار سرمایه بهینه ارائه نماید و تئوری های ارائه شده در این زمینه نیز، رفتار واقعی تأمین مالی شرکت ها را به گونه واضح و روشن تبیین ننموده اند اما در عین حال، برای دستیابی به چنین الگویی تحقیقات و آزمون های زیادی انجام گرفته که نتایج آنها در خور و قابل توجه می‎باشد و کوشش ها همچنان ادامه دارد. در ارتباط با ساختار سرمایه، نظریه ها و مدلهای مختلفی ارائه گردیده که عبارتند از:

  • نظریه سنتی
  • نظریه درآمد خالص
  • نظریه درآمد خالص عملیاتی
  • نظریه مودیلیانی و میلر
  • تئوری موازنه(مبادله)
  • تئوری سلسله مراتبی(ترجیحی)

که دو نظریه اخیر جزء نظریه های جدید ساختار سرمایه محسوب می‎گردند. همچنین در چهار دیدگاه اول، مفروضات تسهیل کننده ای به تبیین زیر را به کار می‎برند :

  • هیچ گونه مالیات بردرآمدی وجود ندارد.
  • سیاست تقسیم سود شرکت مبتنی بر این می باشد که تمام سود را به صورت نقدی تقسیم کند.
  • هیچ گونه هزینه معاملاتی، وجود ندراد.
  • سود خالص قبل از بهره و مالیات شرکت ثابت می باشد.
  • ریسک تجاری شرکت ثابت می باشد.

منطق این فرضیات عبارتست از مجرد کردن سود، و برطرف کردن کامل اثرات مالیات، سیاست (خط مشی) تقسیم سود، ادراک مختلف درمورد ریسک، رشد و نواقص بازار، به نحوی که اثر اهرم مالی بر هزینه سرمایه به وضوح مورد مطالعه قرار گیرد.

[1] Financing

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[2] Capital structure

[3] Capital structure theory

[4] Cooper

[5] Capitalization

 متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل این پایان نامه با فرمت ورد